|
عشق حسد نمی ورزد. ((سوختن در آتش حسد)) یعنی : عشق به رقابت با عشق دیگران. بگذارید دیگران عشق بورزند. و بکوشید خود نیز همچنان عشق بورزید. سهم خود را ادا کنید، بهترین بخش وجودتان را.حسادت احساسی است متوجه آنان که هم سوی ما هستند، و اغلب می کوشد بهترین بخش وجود آنان را نابود کند. یگانه راه گریز از حسادت، تمرکز نیروها در عشق است. فقط باید به یک چیز حسادت کنیم: به روح عظیم،غنی و سخاوتمند آنان که عشقی را میشناسند که ((در آتش حسد نمی سوزد.)) + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 16:55 توسط هانی |
آیا دریافته اید که مسیح بخش عظیمی از زمان حضور خود را بر زمین، به نیکوکاری به دیگران گذراند و خوشی های دیگر را رها کرد؟ آیا بخش عظیمی از زمان حضور خود را بر زمین، صرف شاد کردن هم نوعانش نکرد؟ بکوشید از این زاویه بنگرید و دریابید که هرچند مسیح کارهای زیادی داشت تا انجام بدهد، فراموش نکرد که به هم نوعش مهربان باشد. فقط یک چیز مهمتر از شادی هست : قداست. این در دسترس ما نیست.اما امکان شاد کردن دیگران که در توان ما هست. خداوند این امکان را تقریبا رایگان در دستان ما گذاشت. اگر به دقت بنگریم، درمی یابیم که این امکان برای ما هیچ خرجی نداشته است. پس چرا، در کمک به دیگران تردید میکنیم؟شادی کالایی نیست که در احتکار زیاد شود، نیز چیزی نیست که با بخشیدن، بکاهد. بر عکس، تنها با پراکندن شادی است که میتوانیم سهم خود را بیفزاییم. عشق کارمایه راستین حیات است. جایی که عشق باشد، انسان هست، و خدا هست.کسی که در عشق شادی می یابد، در انسان شادی می یابد، و در خداوند شادی می یابد. خدا عشق است. پس : عشق بورزید! بدون تبعیض، بدون زمان مشخص، بدون پیش فرض، بدون ترس از رنج : عشق بورزید! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 9:2 توسط هانی |
این رفتار عشق است، که با آرامش صبر کند، بی شتاب، و بداند که در لحظه مشخصی خواهد توانست خود را تجلی دهد. آماده است تا در آن زمان مشخص، وظیفه خود را انجام دهد، اما تا آن زمان، با بردباری و آرامش صبر میکند. عشق بردباری است. همه چیز را تحمل میکند. همه چیز را باور دارد. منتظر همه چیز است. چون عشق می تواند بفهمد. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 8:53 توسط هانی |
پس از مقایسه عشق با تمام چیزهایی که دیدیم، پولس _ در سه جمله کوتاه _ تجزیه و تحلیلی شگفت انگیز درباره این که عطیه برتر چیست، عرضه میکند. او به ما میگوید که عشق چیزیست متشکل از چیزهای دیگر. همچون نور. در مدرسه آموخته ایم که اگر یک پرتو آفتاب را از یک منشور بگذرانیم، این پرتو به هفت رنگ تجزیه میشود . رنگهای رنگین کمان . پس پولس، عشق را از منشور شعورش میگذراند و به عناصر تشکیل دهنده اش تجزیه میکند.پولس رنگین کمان عشق را به ما نشان میدهد، همان گونه که پرتو نور با گذشتن از منشور، رنگین کمان نور را به ما نشان میدهد. و این عناصر چیستند؟ فضایلی اند که هر روز درباره شان حرف می زنند. فضایلی که میتوانیم در هر آنی از زندگی مان به کار ببندیم. همین چیزها کوچک، همین فضایل ساده اند که عطیه برتر را تشکیل میدهند. عشق از نه عنصر اصلی تشکیل شده است : بردباری : (( عشق بردبار است ))، مهربانی : (( مهربان است ))، سخاوت : (( عشق در آتش حسد نمی سوزد )) فروتنی : (( غرور ندارد ))، ظرافت : ((عشق اطوار ناپسندیده ندارد ))، تسلیم : (( نفع خود را خواهان نیست ))، تسامح : (( خشم نمی گیرد)) معصومیت : (( سو ء ظن ندارد ))، صداقت : (( از ناراستی شاد نمی شود، اما با راستی به شعف می آید .)) سخاوت. فروتنی. رفتار نیک. تسلیم. تسامح. معصومیت. صمیمیت. اینها عطیه برتر را تشکیل میدهند، در روح انسانی اند که میخواهد در جهان، حاضر و در کنار خداوند باشد. تمامی این خصوصیات با ما مرتبط است، با زندگی روزمره ما، با امروز و با فردا، با ابدیت. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 8:48 توسط هانی |
سپس، پولس عشق را با قربانی و شهادت مقایسه میکند. و از آنان که میخواهند روزی برای خیر بشر بکوشند، تمنا میکنم: هرگز فراموش نکنید که،حتا اگر کالبدهای شما به خاطر خداوند سوزانده شد، اگر عشق نداشته باشید، هیچ ارزشی نخواهد داشت. هیچ! هیچ کاری نمیتوانید بکنید که مهمتر از باز تاباندن عشق در زندگی تان باشد. اعتراف به ایمان یک انسان، در کردارهایش است و نه گفته هایش. + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 16:29 توسط هانی |
|
| ||||||