|
(( عشق خشم نمی گیرد ))در چشمان همو که عشق است، گناه در برابر عشق صد بار بدتر است.هیچ رذالتی، هیچ خواسته ای، هیچ آزی، هیچ شهوتی، هیچ مسمومیتی بدتر از مزاج ناسازگار نیست. در تلخ کردن زندگی، در نابودی جامعه ، در گسیختن رابطه های بسیار ، در ویرانی خانه ها، در لرزاند بنیان مردان و زنان ، در بردن برکت جوانی، در نیروی شگرف برای گستراندن فقر ناسازگاری بی رقیب است . آیا خود مسیح در این باره نگفته است که روسپیان و گناهکاران پیش از خردمندان و کاتباندوران خود به ملکوت خداوند وارد میشوند؟ در ملوکت جایی برای پیش داوران و ناسازگاران نیست.مردی که پیش داوری دارد،ممکن است فردوس را برای خود و دیگران تحمل ناپذیر کند. بنگرید! هنگام سخن گفتن، خشمگین شدم. و حبابی از ناسازگاری برانگیختم ، و چیزی فاسد را در ژرفای دلم آشکار کردم. این آزمون بزرگی برای عشق است، تا عشق بداند هر چند هم تلاش کرده ایم، هرگز صفای لازم برای شکفتن عشق را نداشته ایم. میبینیم فقط سخن گفتن از پیش داوری یا تامل بر آنها کافی نیست.باید به نهانگاهش برویم،باید عمیق ترین بخشهای سرشت مان را دگرگون کنیم.تنها این گونه است که احساس خشم می میرد. خدا عشق است. عشقی که هنگام نفوذ به درون ما،نرم میکند، ناب میکند، تازه میکند،بازسازی میکند،درون آدمی را باز میسازد. نیرروی اراده انسان را دگرگون نمیکند .زمان انسان را دگرگون نمیکند .عشق دگرگون میکند.پس بگذارید عشق وارد شود .بهتر است زنده نباشم، اگر عشق ندارم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 16:1 توسط هانی |
عشق در پی نفع خویش نیست، خودش را نمی خواهد عشق حتا به دنبال کوچکترین داشته خویش نیست . عشق چنان عمیق است که عاشق هر پاداشی را نادیده می گیرد.عشق بورزید، چراکه عشق عطیه برتر است، و نه به خاطر آن که در ازایش چیزی به ما میدهد. چشم پوشی از حق خویش دشوار نیست، هر چه باشد، چیزهایی خارج از اختیار ما هم هست؛ که رابطه ما را با جامعه شکل می دهند. آن چه دشوار است، این است که خودمان مال خود را پش بزنیم. از آن دشوار تر این است که به هنگام عشق ورزیدن، برای خود پاداشی نخواهیم. اما دشوار تر، بی اعتنایی به پاداش در کردار خویش است .شادی در دادن و پذیرفتن نیست. فقط در دهش است.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384 1:36 توسط هانی |
پنجمین عنصر چیزی است که میتواند در این رنگین کمان عشق غریب و بی فایده بنماید : ظرافت. این عشق میان انسانهاست، عشق به جامعه. بسیار می گویند که عشق ظرافت احساسی کامل است. این حقیقت ندارد : ظرافت، عشق تجلی یافته در چیزهای کوچک است. عشق نمیتواند خشن یا ناسازگار باشد، نمیتواند رفتار نادرست داشته باشد. شاید پر حیاترین آدم جهان باشید، هیچ آماده رویارویی با دیگران نباشید _ اما اگر اندکی عشق در قلب تان باشد، همواره درست عمل خواهید کرد. کسی که عشق در قلب داشته باشد نمیتواند رفتار زمخت داشته باشد، حال آنکه نجیب زادگان دروغین، کسانی که تنها ((افاده)) دارند، دستخوش احساسات خویش اند و نمیتوانند عشق بورزند. ((عشق اطوار ناپسندیده ندارد.)) + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384 17:46 توسط هانی |
که مهری برلبهامان بگذاریم و بردباری مان، نیکی مان، سخاوتمان را فراموش کنیم. پس از نفوذ عشق در زندگی مان، و تحقق یافتن وظیفه زیبایش، باید خاموش بمانیم و هیچ نگوییم. عشق پنهان میکند، حتا خودش را. عشق می پرهیزد از خود ارضایی. عشق((کبر ندارد، غرور ندارد.)) + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384 17:28 توسط هانی |
|
| ||||||